Samstag, Januar 28, 2017

در ادامه مشاعره بین سیمین بهبهانی ، ابراهیم صهبا ، رند تبریزی

عتاب "شمس الدین عراقی" به
"رند تبریزی" : ای رند تبریزی چرا . . این ها به آن ها می کنی
رندانه می گویم ترا ،کآتش به جان ها می کنی
ره می زنی صهبای ما ، ای وای تو ای وای ما
شرمت نشد بر همرهان ، تیر از کمان ها می کنی ؟
سیمین عاشق پیشه را . . . . گویی سخن ها ناروا
عاشق نبودی کین چنین ، زخم زبان ها . . می کنی
طشتی فرو انداختی ، بر عاشقان . . . خوش تاختی
بشکن قلم خاموش شو ، تا این بیان ها . . می کنی
خواندی کجا این درس را ، واگو رها کن ترس را
آتش بزن بر دفترت ، تا این گمان ها . . می کنی
دلبر اگر بر ناز شد ، افسانه ی . . . پر راز شد
دلداده داند گویدش . . . باز امتحان ها می کنی
معشوق اگر نرمی کند ، عاشق از آن گرمی کند
ای بی خبر این قصه را ، بر نوجوان ها می کنی ؟
عاشق اگر بر قهر شد ، شیرین به کامش زهر شد
گاهی اگر این می کند ، بر آسمان ها می کنی ؟
او داند و دلدار او ، سر برده ای . . . . در کار او
زین سرکشی می ترسمت ، شاید دکان ها می کنی
از "بی نشان" شد خواهشی ، گر بر سر آرامشی
بازت مبادا پاسخی ، گر این . . زیان ها می کنی
*
مشاعره در اینجا
*

Keine Kommentare: